نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی

باز آمدم

نویسنده: محسن نیکروش | تاریخ: 5 اسفند 1391 | بازدیدها: 343

باز آمدم[/cente[/img]

موضوع: ---

 

به قلم استاد و مربی ارزنده کوهنوردی کشور محمد باقر عیوضی ( دیواره چیست؟ و دیواره نورد کیست؟ )

نویسنده: محسن نیکروش | تاریخ: 18 اردیبهشت 1392 | بازدیدها: 60

به قلم استاد و مربی ارزنده کوهنوردی کشور محمد باقر عیوضی (  دیواره چیست؟ و دیواره نورد کیست؟ )

دیواره بیستون-مسیرکلاهکها(جان پناهها)
هر فردی که دست و پا بر سنگ بگذارد و دست و پایی بزند و 30 ،40 متر مسیر آماده و حتی اسلینگ کارابین (کوئیک درا) به حمایت میانی انداخته شده، و کارگاه تعبیه شده، و گاهی به صورت صعود سرطناب هم نه! بلکه بصورت قرقره ای صعود کردن، و چندین و چند بار مسیر را آویزان و پایین آمدن و تجدید قوا و گیره و راهش را پیدا کردن، و خود کششی و بالا کشی و تاب خوردن و تاپ کردن!، که << دیواره نوردی >> نمی شود. به او دیواره نورد و این اسامی را نمی شود نسبت داد!
دیواره نورد حتی الامکان حرکات تکراری و یکنواخت و تقلیدی ندارد و به تعداد سنگنوردانی که با دیواره درگیر می شوند ، تکنیک های جدید و حرکات ابداعی به کار برده و طرحی نو درمی اندازد.
دیواره متنوع است و تنوع طلب را می پذیرد ، کسی که تکنیک خلق کند و حرکات زیبا و نو را به منصه ظهور برساند. هرکدام از صعود کنندگان با طراحی و نسبت به طرز فکر و فیزیک بدنی و عضلانی (شرایط جسمانی و روانی) خودش ، پیچیدگی مسیر را حل می کند و حمایت میانی را به نسبت شناخت و درجه کار خود، کار می گذارد و از انواع روش های صعود بهره می گیرد تا بتواند مسیر را صعود کند. او باید دارای استقامت ، سرعت ، قدرت ، انعطاف و ابتکارات خاص خودش باشد و بر موانع و کراکس های سر راه مسیر غلبه کند.
محل حمایتگاه و حمایتچی و نحوه صعود و سرطنابی در دیواره های بلند و شرایط آن، با یک سنگ مستقل و 30 متری فرق می کند. صعود و فرود مرحله ای در صعود های بلند معنا پیدا می کند و خودش را نشان می دهد و کاربرد دارد.
دیواره، خوب می داند و خوب می شناسد کل و بزهایی را که در شیار و کمرکش و کل ماهای ( مامن شکار ) آن ، روزگار سپری کرده اند ، ردپاهای آنها بر دیواره و سنگ های آن برجاست و چشم بینا و نظر آگاه می خواهد که ردیابی کند و اثر آنها را بیابد. نشانه ها برجاست از دیواره نوردان واقعی : از گوشت ، پوست ، استخوان آنها و ضربات ، صدمات و درگیری ها با طوفان و پدیده های طبیعی در فصول مختلف و خراش ها ، نیش و نوش ها با خار و خاشاک ، عقرب ، مار و جانوران دیگر را دیواره نورد خوب می فهمد.
از جا در آمدن دستگیره و پا گیره و اوج و افت ،کمبود و نبود آب و تغذیه در شرایط دیواره ،کوله کشی ،بار کشی ها ، گم شدن ها ، نامساعد بودن جا و محل حمایتگاه و تاثیرآن در عملکرد حمایتچی و صدمه زدن به ابزار و طناب، همه و همه در کمین دیواره نورد می باشد و یک لحظه غفلت برابر مرگ است و از آفساید و کرنر خبری نیست و حمل مجروح و تخلیه نفر، کاری است کارستان.
در ارتفاعات پایین و 30،40 متری همه امکانات مهیا و فراهم است. از امدادگر تا گروه نجات و حتی تماشاچی و صندلی و تریبون و مصاحبه و میکروفون و دوربین به دست با کت و شلوار و آبمیوه و...
ولی در دیواره های بلند خودت هستی و مه و باد و خورشید و فلک، تا گیره به گیره خودت را به اوج برسانی. غفلتی و اشتباهی و خطایی منجر به بدترین ضایعه ها خواهد شد و شوخی بردار نیست، هرچند هم، مسیر درجه بالایی نداشته باشد و لذا کار هر کس هم نیست!!.
در گشایش مسیرهای جدید، طراحی از قبل صورت نگرفته و باید خودت طراح و سرطناب و گشاینده مسیر باشی و حمایت میانی کار بگذاری و مشکلات را رفع کنی تا به سلامت صعود موفقی داشته باشی.
مجددا می گویم هرکسی دستی به سنگ بگذارد و پایی روی چند گیره بگذارد و چند متر صعود کند که دیواره نورد محسوب نمی شود. بیستون از این افراد در 30،40 متری و دامنه و کوهپایه خود زیاد دیده است و می بیند و خم به ابرو نمی آورد و اصلا نمی تواند سر خم کند و آنها را ببیند چون قله است، در اوج است و تا پله های بلند آنرا طی و صعود نکنی ،به دیدار پاکی هایش نایل نمی شوی و آن بالا را لمس نمی کنی .حتی در پله اول آن، زیاد از این به اصطلاح سنگنوردان دیده شده و گم هم شده اند و کم هم آورده اند ، بریده اند و لاخ مانده اند – کم نداریم که اینگونه در عرض و طول دیواره ته کشیده اند –
پس به هر کسی، این نام (دیواره نورد) را اطلاق نکنیم و برای دیواره نورد حد و مرز صعود و برای کسانی که می خواهند دیواره نوردی کنند،تعریف داشته باشیم و مشخصات و درجه قائل شویم .
نمی شود !؟ و بیستون نمی پذیرد هر کسی را که تونیکی پوشید و ابزاری به خود آویخت ، در ساعت خوش و روشن روز بدون اینکه صبح زود بی خواب شود و سوز و سرمایی را بچشد ، در آن پایین ها آویزان شود یا ظهر و عصر با آن شمایل ایاب و ذهابی در دامنه ، قدم زنان گشتی داشته باشد و نهاری گرم و جایی نرم و عصرانه ای و یک یا دو طول صعودی و دور هم جمع شدن و گپی و ژستی و ذکر خاطرات و... و اینکه دیواره را زدیم !!
آیا هر کسی صعود های ورزشی خوبی داشته باشد ، می تواند دیواره نورد خوبی هم باشد ؟!
مسلما پیش نیاز خوبی است و دیده هم شده که برخی از این ارجمندان از سنگنوردان خودمان گرفته تا "لین هیل" که سالها قهرمان جهان بوده است در سالهای بعد که به طبیعت روی می آورند، صعود های خوبی ارائه می دهند و بی نظیر هم می شود و با طبیعت و سنگ های وسیع در می افتند و تکنیکها را به کار می گیرند و بیشتر لذت می برند .
آیا بدون تجربه و شناخت می شود سنگنورد و دیواره نورد شد و عده ای را هم به دنبال خود کشاند ؟!
مسلما چون دیواره گستردگی عجیبی دارد و طراحی و انتخاب مسیر بر روی آن (دیواره طبیعی) پیچیده است و همراه با باد و طوفان و سرما و خار و خاشاک و سختی های خودش است و بر روی جسم و روح تاثیر می گذارد ، کارآیی افراد معمولی را پایین می آورد و از کار می اندازد ولی دیواره نورد طاقت دارد و سر سخت است و تحمل می کند .
نباید غافل باشیم از اینکه هر کدام از این رشته ها تعریف و کاربرد خودش را دارد و فیزیک بدنی و روحیه خودش را می طلبد و ابداع کنندگان این رشته ها تنوع ایجاد کرده اند که انتخاب راحت تر باشد و هر کسی به نسبت علاقه و فیزیک بدنی و شرایط خودش و دوره های آموزشی که دیده به طرف یک رشته جذب شود.
مسلما یک بولدر کار که بدن نیرومند و قوی و عضلات پیچیده ای دارد ،در دیواره های بلند بدنش دم می کند و کم می آورد و حتی برای پیدا کردن راه سر در گم می شود ولی در جایگاه خودش کارش قابل تحسین و احترام است ، سبک دارد ، تعریف دارد ولی از دیواره نوردی جداست و هیچکدام به همدیگر تفخر و برتری ندارند بلکه انتخاب علاقه مورد نظر است و بس .
پس تعاریف و سبک ها را بدانیم و برای کار و علاقه خودمان ارزش قائل بشویم و نگذاریم ما را به کارزار و میدانی بفرستند که رشته و راه و مسیر ما نیست و افتخاراتش به اسم دیگران تمام می شود و بهره مند می شوند.
دست اندرکاران و مسئولین کوهنوردی هر وقت در رشته ای از رشته های مختلف و متنوع کوهنوردی بنا به مناسبتی می خواهند حضوری داشته باشند و تیمی اعزام کنند، چنانچه نفر کم بیاورند از عدم شناخت جماعت علاقمند به کوهنوردی سوء استفاده کرده و رشته ها را قاطی می کنند و کمبود ها را با جایگزین کردن تعاریف و نفرات ،رفع و رجوع می کنند و به خیال خود ،کنندگان کار را مطرود و منزوی و تنبیه می کنند و بدون حضور آنها برنامه شان را بدون پشتوانه و محتوا ، به صورت مقطعی پیش می برند و عزیزانی هم که به بازی گرفته شده اند پی نمی برند که نخ این خیمه شب بازی ها در دست چه کسانی است!
متاسفانه این روزها شاهد هستیم ، ورزشکاران صعود های ورزشی را به روی دیواره های بلند می فرستند و سنگ نوردان داخل سالن را به مسابقات درای تولینگ و یخ نوردی (ice climbing) اعزام می کنند. شخصی که دماوند خودمان را صعود نکرده به صعود های برون مرزی می رود و افرادی وارد رشته مهیج غار و غار نوردی می شوند بدون اینکه نوردش و پیمایش این کار را دارا باشند یا حتی روحیه این رشته سخت و شرایط خاص غار نوردی را بدانند ، یا به صعود های زمستانی و هیمالیا نوردی می روند ، بدون آنکه تجارب و مدارج این صعود ها را گذرانده باشند و فقط لباس و ژست و گذراندن دروس تئوری و شرکت در محفلی و مجلسی و سمیناری ،بودجه ای و دیگر ...!!
هر کاری پیش نیاز و تمرینات و آموزشهای خاص خودش را دارد و زمان می طلبد که تجربه کسب کنی ... از میانه راه صفر کیلومترها، به خیل زحمت کشان و تلاشگران و کوهنوردان کار کشته و رشته های مختلف اعم از کوهنوردی و صعود های ورزشی و و غار نوردی پیوستن و میانبر زدن، کاری است که مدتی است مشکل آفرین شده و...
محمدباقر عیوضی
________________________________________
* پی نوشت1 :
- دیواره: صخره های مرتفع تر از 50 متر
صخره هایی که بیش از یک طول طناب ارتفاع دارند . با انواع سنگ، شیب و سختی های متفاوت که به آن تنده نیز گفته می شود.
کناره ای بر افراشته ،بالا آمده ،طبیعی و صعب العبور ،صخره های پر شیب و بخشی از کوهستان
صخره هایی که شیب آنها بیش از 75 درجه است و ارتفاع کم و بیش قابل توجه
- خر سنگ: تخته سنگهای بزرگ که معمولا شیب تندی دارند و ارتفاع آنها از 3 متر بیشتر و تا ارتفاع 15 الی 20 متر می رسد.
- boulder : سنگ کوتاه - ممکن است شیب زیادی داشته باشد ولی ارتفاع قابل توجه ندارد.
پی نوشت 1 :بر گرفته از کتاب فرهنگ کوهنوردی و غار نوردی ایران - داوود محمدی فر
________________________________________
*پی نوشت 2:
به صورت کلی و خلاصه می توان سنگ نوردی را شامل موارد زیر دانست :
دیواره نوردی: صعود به دیواره های طبیعی بلند که معمولا بیش از یک روز زمان لازم دارد و این کار با استفاده از ابزارگذاری در دیواره صورت می گیرد و شخص با حمایت طناب به بالا صعود می کند.
سنگنوردی اسپورت: صعودهای کوتاه( میانگین 25 متر) با حمایت طناب از زمین که صعود کننده تنها به توان بدنی خود متکی می باشد.
بولدرینگ :صعودی کوتاه ولی با تکنیک و مهارت بسیار بالا. مسیرها معمولا در حدود 4 تا 5 متر است و لی این کار بدون حمایت طناب و با استفاده از تشک های محافظ صورت می گیرد

موضوع: ---

 

پرواز به آسمان

نویسنده: محسن نیکروش | تاریخ: 26 اسفند 1391 | بازدیدها: 157

پرواز به آسمان

پرواز به آسمان

پرواز به آسمان

سرمای وجود خویش را به آغوش گرم خورشید می سپارم .و همراه با شوق آواز پرنده های بهاری پرواز را به آسمان می سپارم. از پس کوه بلند ، ناگهان خورشید به من خیره می شود و با ناز چشم هایش ، وسعت سرد و جودم را به گرمی می فشارد ، افق آبی آبی است . زمین ، آسمان ،باد ، شبنم ،زندگی و عشق ، امروز مال من است . آسمان هم امروز بهاری است طراوت را می توان از وزش بادهای پیچان و رقصانش از دور دست ها حس کرد. کوله بار بال را از شانه خارج می کنم و بر این اوج گاه چشم را به دور دستهای آشنای شهرم می برم . اینجا قله دو شاخ ، سایت پروازی دشت کاهو است. کوهپیمایان همیشگی این قله مردان و زنان بامدادی هستند که نفس های گرمشان اینبارهمراه با گل های تازه رویده پائیزی قرمز رنگ ، پیچیده است. نسیم خنک بهاری از لابلای پیچ و خم های آشنای راه به سمت قله می وزد. بال پروازی پاراگلایدر خود را می گشایم و به فرمان مارشال سایت . پای از زمین برمیکنم و دل به پرواز می نهم.
جمعه 25 اسفند ماه 1391

موضوع: ---

 

قرار نبود .......

نویسنده: محسن نیکروش | تاریخ: 24 اسفند 1391 | بازدیدها: 169

زیر سقف آسمان

قرار نبوده تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم
مبادا مثل کلوخ آب شویم

قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی:
ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی...

هر چه فکر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه برای چیست؟

قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم،
بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود.
باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند ...

قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر...و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده...
تا به حال بیل زده‌اید؟
باغچه هرس کرده‌اید؟
آلبالو و انار چیده‌اید؟
کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست.
این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.

قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند. آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.

من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه‌زنده بودن مان. قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.

قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم. قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم. قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.

چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده...
آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا
ارسالی از سر کار خانم : شهبازی

موضوع: ---

 

عشق مثل پرواز است

نویسنده: محسن نیکروش | تاریخ: 15 اسفند 1391 | بازدیدها: 205

عشق مثل پرواز است

موضوع: ---

 

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

نویسنده: محسن نیکروش | تاریخ: 9 اسفند 1391 | بازدیدها: 271

]زنده یاد علیرضا حریریان


فانوس نگاهش چه آرام به خاموشی نشست. دردا و دریغا که زخم های عشق ، اینبار شاهینی از این دیار را به کام خویش کشاند و او را در اوج آسمان به آسمان رساند.
و تنها یادها و تنها خاطرات و لحظه های باهم بودن و تنها صداست که می ماند. پرواز خود رهایی است و پرواز را تنها با پرواز می توان آموخت.
علیرضا حریریان خلبان جسور این دیار در روز دوشنبه 23 بهمن ماه سال جاری در اردوی پروازی در استان هرمزگان و سواحل میناب در حین اجرای مانورهای ورزشی آکروباتیک دچار سانحه هوایی شدو عاشقانه از جمع خلبانان پاراگلایدر این دیار رخت بر ببست . و جامعه ورزشی و پاراگلایدرکاران این استان را به سوگ نشاند، روحش شاد و یادش گرامی باد .

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی بر آنند که این مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش باز کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

موضوع: ---